چقدر شبیه عشق ماست این شعر نسرینیم... - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:12
باز باران میچکد از چشم خیسم با گهر های فراوان قصه ام را مینویسم میخورد بر بام گونه اشکای بی درنگم میچکد بر روی کاغذ لحظه های رنگ رنگم یادم آرد روز باران چشم در چشم سیاهش گردش یک روز شیرین در بلندای نگاهش شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه بودم توی جنگل ها پراحساس از نگارم می سرودم میدویدم همچو آهو گر...
دلتنگتم نسرینیم... - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 16:28
دلتنگی، پیچیده نیست؛ یک دل ... یک آسمان ... یک بغـض ... و آرزوهای ترک خورده ... به همین سادگی ...
منیم دونیام - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 3:35
بیر منم... بیرده قلم... بیرده بو ویرانہ کؤنول... اؤچوموزده گلیریڪ ... نالییہ باهم گجلر... نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:33 توسط سه نقطه (...)|
شبت بخیر تموم هستی من...نسرینیم... - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 3:35
بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم... اما فرقِ زیادی ست بین کسی که... چشمانش را میبندد و خوابش میبرد ... با کسی که چشمانش را میبندد و تقلا میکند تا خوابش ببرد... نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 0:13 توسط سه نقطه (...)|